مضمون

۱۲ مشکلات روحی-روانی و چگونگی مقابله با آنها را ملاحظه کنید


استرس. استرس ميتواند با احساس خفگى، خستگى يا فشار روانى توصيف گردد. ما همه استرس را به گونه هاى متفاوت و در شرايط مختلف تجربه ميكنيم.

تشويش. هر فردى به موقعيت هاى تهديد آميز به صورت متفاوتى واكنش نشان ميدهد. اين كاملاً عادى است. اما گاهى اوقات نحوه مقابله ما بهترين روش براى برخورد با اضطراب براى خودمان نميباشد.

تمركز حواس و حافظه. اگر شما به ميزان زياد و جزئيات مهمّى از زندگى روزمره را فراموش ميكنيد و يا زمان طولانى يا اصلاً قادر به تمركز حواس نميباشيد، اين ميتواند نگران كننده و هولناك باشد.

درد جسمى. جسم و روان ما در رابطه متقابل هستند. هر نوع از نارضايتى و شكوه هم عوارض جسمى و روانى خواهد داشت.

رفتار گوشه گيرى. عدم امنيت، اضطراب ميكنيم و يا خاطرات بدى داريم، يك واكنش طبيعى اين است كه ما اين احساسات منفى را از طريق اجتناب از موقعيت هائى كه آنها را فعال ميكنند دور ميكنيم.

احساس سردرگمى. در شرايط تحت استرس زياد، اين فازها كه در آن شما از واقعيت جدا ميشويد ميتوانند به صورت كاملاً نوسانى اتفاق بيفتند، و اطلاعات بيشتر و بيشترى “قفل ميشوند”، حتى بعضاً جنبه هاى مهمى از شما يا از اطرافتان.

خاطرات پس از سانحه. برخى از خاطرات مربوط به اتفاقاتى كه براى شما رخ داده اند ميتوانند شدت خاصى به خود بگيرند.

خشم و برانگيختگى. يك تنش درونى ميتواند باعث شود به شما احساس ناآرامى، كج خلقى، آشفتگى، اضطراب و گيجى بدهد

احساس گناه. احساس گناه يعنى شما فكر ميكنيد كه به نوعى عمل غلط مرتكب شده ايد.

احساس غم. وقتى احساس غمگينى ميكنيم، معمولاً افكار منفى داريم. شما خسته بوده، كم انرژى، و علاقه تان را به فعاليت هائى كه دوست داريد از دست ميدهيد.

اختلالات خواب. اختلالات و مشكلات خواب منجر به عدم توانائى به خواب رفتن، بيدار شدن در دفعات زياد، بيدار دراز كشيدن در زمان طولانى، يا خيلى زود بيدار شدن از خواب ميشوند.

سوگوارى. ما سوگوارى ميكنيم زمانى كه يك شخصى كه دوست داريم از دست ميدهيم، اما ما در ارتباط با شرايط هم غصه ميخوريم. براى مثال، وقتى خانه مان را از دست ميدهيم، يا كشور، احساس امنيت، اميد يا سلامتى.